السيد موسى الشبيري الزنجاني
1905
كتاب النكاح ( فارسى )
امام فرموده است : « حتى تنكح زوجاً غيره » و اين ظهور دارد در اينكه ازدواج با آن زن - بعد از رفع موانع - جائز است . بخاطر اينكه « حتى » به معناى انتهاى غايت است يعنى آن مرد ازدواج نكند تا زمانى كه ديگرى او را تزويج كند . اشكال جهت دوم : چطور ممكن است تزويج آن زن با يك مرد ديگر ، مجوزى باشد براى ازدواج با آن زن و اين يقيناً نمىتواند مراد باشد بنابراين كلمه حتى در اينجا بمعنى غايت است يعنى آن مرد با آن زن ازدواج نكند ، تا راه باز باشد براى اينكه آن زن با مرد ديگر ازدواج كند ، لذا در اين روايت نيز دلالتى براى جواز ازدواج نيست . چون مضمون روايت منافاتى با حرمت ابد ندارد . روايت مىگويد اين مرد آن زن را نگيرد تا راه براى ديگران بازشود و اين كلام با ثبوت حرمت ابدى سازگارى دارد نه با جواز ازدواج » ب ) نقد كلام مرحوم آقاى خويى توسط استاد - مدّ ظلّه - : به نظر ما هر دو كلام آقاى خويى قابل مناقشه است . مناقشه اول : كلمه لا احب و لا يحب و نحو ذلك ، ظهور بسيار قوى در عدم حرمت دارد و اكثر علماء قديماً و جديداً از كلمه لا احب معناى كراهت فهميدهاند و اين منافات ندارد كه كلمه لا احب گاهى نيز در مورد تحريم اطلاق شود ، يعنى در واقع كلمه لا احب در جامع بين كراهت و تحريم استعمال مىشود و در ما نحن فيه بخاطر وجود قرينه مقاميه ، حمل به كراهت مىكنيم . مثلًا اگر از چيزى بخواهند تحذير كنند كه مرتكب آن عمل نشويد ، در اينجا بايد به آن قسمتى كه تأثير بيشترى در تحذير دارد اختصاص بدهند ، نمىشود به يك كلمهاى كه اعم است از تحذير شديد و مختصر اكتفا نمود اگر گفته شود كه آقا اين كار خوبى نيست ، يا من دوست ندارم اين كار را ، خود اين نحوه سخن گفتن قرينهاى